معیارهایی برای خط امام
خط امام در تقابل تام با خط سازش
خط امام از نظر برخورد با استبداد و استعمار و دشمنان و اصالت انقلاب اسلامی ما، خط قدرت و برخورد با شجاعت و قدرت و پیروزمندی و نه خط سازش؛ نه در شکل سازش خائنانه و نه در شکل سازش مصلحتی، گویاست.

میخواهیم این شعاری را که شما از اعماق روح و جانتان میگفتید: «نه شرقی و نه غربی، جمهوری اسلامی»، این را حفظ کنیم. حفظ این شعار و حفظ این راه و حفظ این مسیر، این استکه ما شناختمان از اسلام، خط امام باشد؛ خط امام و خط سازش، مقابل همدیگرند.
خط امام از نظر ایدئولوژیک ، معنی خطی که اسلام اصیل را با اندیشهی باز میشناسد و میپذیرد و عمل میکند و نمیترسد به او بگویند مرتجع امل یا مرتجع و نمیترسد که به او بگویند آدمی است که خیلی روشنفکر شده. نه از برچسب روشنفکر منحرف میترسد، نه از برچسب ارتجاع، مسلمان است و نه اندیشهی التقاطی را میپذیرد و به نام اسلام به این و آن تفهیم میکند و نه تصورات و اوهام و خرافاتی را که به نام اسلام در زندگی مسلمانها رخنه کرده و اصولا در اسلام ریشه نداشته میپذیرد. نه خرافی و ظاهربین است، نه دچار انحراف اندیشههای التقاطی میشود. نه با این میسازد، نه با آن؛ سازشکار نیست. مسلمان خط امام از نظر ایدئولوژیک نه با خرافیون سازشکاری نشان میدهد و نه با التقاطیون سازشکاری نشان میدهد.
من نکات متعددی را یادداشت کردهام که در رابطه با این بحث بگویم، ولی معمولا دوست دارم بیش از یک ساعت سخنم طول نکشد.
میروم سراغ شاخهی مهم دیگر این بحث؛ ویژگی سیاسی خط امام …؛ از آن چند تا ویژگیهای دیگر فعلا صرف نظر میکنم.
خط امام از نظر روش سیاسی با مسائل سیاسی چگونه برخورد میکند؟
خط امام در برابر خط سازش … در طول مبارزات، ما ویژگی خط امام را میتوانستیم خوب لمس کنیم. در طول این سالهای اخیر مبارزه ، ما سه گروه مبارزه کننده داشتیم؛ یکی گروههایی که طرفدار مبارزات آرام سیاسی بودند، معتقد به مبارزه برای نجات ایران و ملت ایران از چنگ استبداد و استعمار هستند و بودند؛ ولی معتقد بودند که این مبارزهها باید طوری صورت بگیرد تا آنجا که میشود خون از بینی کسی نریزد. به محض اینکه در یکی از صحنههای مبارزه یک نفر کشته میشد یا آسیب میدید، شک میکردند که آیا این مبارزه جایز است یا جایز نیست.
با یکی از آقایان علمای خوب ـ واقعا آدم خوبی است از نظر جهات دیگر ـ یکی دو بار صحبت کردیم، گفتیم آقا باید برای این کار، شما اعلامیه بدهید. میگفت من میترسم اگر اعلامیه بدهم این مراسم برگزار بشود و پلیسها و کماندوهای لعنتی سفاک این شاه حمله کنند یک نفر کشته بشود، من جواب این کشته را پیش خدا چگونه بدهم؟ واقعا این را از روی عقیدهاش میگفت نه اینکه آدمی لاابالیای بود. معتقد به مبارزه با شاه و رژیم بود، شاه و رژیم را لعنت هم میکرد؛ ولی وقتی صحبت از مبارزه میشد، طرفدار مبارزهای بود که در آن، خون از بینی کسی نریزد.
در مقابل این، یک خط دیگر بود؛ خط مبارزهی خط مبارزهی مسلحانه. این خط مبارزهی مسلحانه که از آن کندکاری خط اول به ستوه آمده بود و تجربهی چندین ده سالهی مبارزات ایران به او نشان داده بود که این جور مبارزه به جایی نمیرسد، گفتهبود باید همهی این مبارزات مسلحانه برای او شده بود اصل و نه وسیله. میگفت هر کس به مبارزهی مسلحانه بهای صد در صد ندهد و در فعالیت ها و میدانهای دیگر به کار مبارزه مشغول باشد، کار او انحرافی است.
نتیجهی این طرز فکر چه بود؟ نتیجهی این طرز فکر دوم این شده بود که یک سری گروههای واقعا فداکار و جانباز و پاکدل و پاک نیت پیدا کرده بودیم که اینها در اثر فشار محیط و فشار عوامل رژیم در زوایای خانههای امن و جاهای دیگر ناچار بودند مخفی بمانند و میدان و پناهگاه گستردهی اجتماعی که بتواند اینها را در داخل خودش جا بدهد و به صورت یک مجموعهی توانا، رژیم را به زانو در بیاورد، وجود نداشت. گروههای جانباز فداکار ، شجاع ، با ایمان و دوست داشتنی از این نقطه نظرها، اما آرام آرام به سمت ایزوله شن از تودهی اجتماعی و در نتیجه ضربه پذیرتر شدن از دشمن انقلاب، پیش میرفتند. این هم یک خط ، خط مبارزهی مسلحانه؛ اما مبارزهی مسلحانه با دیدی که این مبارزان مسلح پر ارج را روزبه روز به زوایهها بیشتر میکشاند.
و خط سوم ، خط امام . امام صمیمانه معتقد به ارج نهادن به تلاش هر فرد و هر گروهی بود که ولو یک سیلی به رژیم بزنند؛ در عین حال میفرمود در این مبارزه هر کس کشته شود، شهید است. تشویق میکرد کسانی را که مردانه [جهاد میکردند.] (اینکه میگویم مردانه به خواهران برنخورد برای اینکه خواهرها هم جلوههای شجاعت و شهامت و درخشیدن در میدان مبارزات بودند و هستند؛ مؤمنانه بگویم که هر دو را شامل شود). امام به مردان و زنان با ایمانی که به جهاد بروند با قبول شهادت، بهای والا میداد و نیز صمیمانه به همهی افراد و گروههایی که به گسترده شدن مخالفت و مبارزه و مقابله با رژیم و استعمار آمریکایی حامی رژیم، کمک میکردند، به آنها هم بها میداد؛ به هر دو بها میداد و ایشان معتقد بودند که این دو با هم میتوانند رژیم را به زانو در آورند، هم مجاهدان با ایمان سلاح به دست، هم مردم در مسجد و تکیه و حسینیه و مدرسه و کوچه و خیابان که جمع شده اند و فریاد زنان علیه رژیم میجنگند، هر دو با هم. هم پیرمرد و پیرزنی را که اگر نمیتوانست پشت بام برود اللهاکبر بگوید، میآمد داخل حیاط خانه الله اکبر میگفت و هم آن انسان شجاع فداکاری را که سلاح به دست میگرفت و به آنجا که باید برود میرفت؛ امام معتقد بود که این دو با هم میتوانند انقلاب را به ثمر برسانند.
خط امام ، خط ارج نهادن به مبارزات سیاسی و مبارزهی مسلحانه و مبارزهی فرهنگی و اخلاقی بود که به یکدیگر پیوسته باشد. در آن روزهایی که اولین راهپیماییهای میلیونی راه افتاده بود، پس از دومین راهپیمایی، یعنی راهپیمایی چهارم شوال و پنجم شوال (۱۶ شهریور) که بدون خونریزی برگزار شد و ۱۷ شهریور که جمعهی سیاه حادثهی میدان شهدای تهران بود، امام به پاریس رفته بودند.