X
تبلیغات
نگاه دوم - انواع جنگ نرم

نگاه دوم

جنگ هوشمند مرحله بعدی جنگ نرم

تعريف جنگ نرم

تعريف جنگ نرم

پرفسور حميد مولانا در کتاب «اطلاعات عالمگير و ارتباطات جهاني» در سال 1986 قدرت نرم را به قدرت بر شکل‌دهي و تغيير ايده‌ها و ترجيحات طرف مقابل تعريف کرد.

جوزف ناي: قدرت نرم را به «توانايي شکل‌دهي ترجيحات ديگران» تعريف کرد. جوزف ناي قدرت سخت را به «قدرت براي اجبار» و قدرت نرم را به «قدرت براي جذب و اقناع» تعريف مي‌کند.

تعریف جنگ نرم

«جنگ نرم، استفاده دقيق و طراحي شده از تبليغات و ديگر اعمالي است كه منظور اصلي آن تاثيرگذاري بر عقايد، احساسات، تمايلات و رفتار دشمن، گروه بي طرف و يا گروه‌هاي دوست است به نحوي كه براي برآوردن مقاصد و اهداف ملي پشتيبان باشد»

واژه‌هاي هم افق

در اصطلاحات نظامي و سياسي، اصطلاحاتي از قبيل «جنگ رواني»، «عمليات رواني»، «انقلاب مخملي»، «انقلاب رنگي» و «جنگ رسانه‌اي» همگي از اشکال و انواع جنگ نرم و بعضاً به صورت ناشيانه‌اي به عنوان مرادف جنگ نرم به شمار مي‌روند. در همة اين موارد هدف اين است که اراده و خواست مهاجمان بدون استفاده از ابزار و وسايل نظامي بر ديگران تحميل شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم دی 1389ساعت 4:59 قبل از ظهر  توسط مجاهد مجازی هوشمند   | 

تاريخچه عمليات‌رواني و گسترش آن

تاريخچه عمليات‌رواني و گسترش آن

 آنچه مسلم است عمليات‌رواني سابقه‌اي به قدمت تاريخ انسانها دارد چرا كه انسانها براي تحت تأثير قراردادن طرف مقابل به شيوه‌ها و ترفندهايي متوسل مي‌شده‌اند و اين فعاليت از ارتباط چهره به چهره دو فرد گرفته تا اجتماعات كوچك و بزرگ‌تري يافته است و همين نوع فعاليتها و اقدامات در زمان‌اي خاص همچون بحرانها، جنگها، نزاع‌هاي محلي بصورت مختلف و گوناگوني اتفاق افتاده است.

آنچه قابل تأكيد است اين است كه انسانها پديده تأثيرگذاري رواني و استفاده از آن در جنگ و صلح و سياست را به تازگي كشف نكرده است بلكه كمتر برهه‌اي از تاريخ حيات سياسي و نظامي بشر را مي‌توان يافت كه فارغ از اين عنصر باشد. محققان زيادي در پي يافتن قديم‌ترين نمونه‌هاي استفاده از جنگ رواني بوده‌اند در اين ميان پل لاين بارگر(Paulline barger) سابقه استفاده از جنگ رواني را به جنگ كيدئون با مادها نسبت مي‌دهد.

* در اين جنگ كيدئون بر خلاف رسوم نظامي زمان خود كه هر دسته صد نفره يك مشعل داشتند، به هر يك از سپاهيان مشعلي داد و اين توهم را در ذهن دشمن ايجاد كرد كه تعداد افرادش، صد برابر ميزان واقعي است. در نتيجه توانست بدون هيچ درگيري به پيروزي دست يابد. مطمئناً قبل از اين واقعه و بعد از آن، نمونه‌هاي متعدد ديگري از جنگ رواني سنتي را مي‌توان يافت. در تاريخ اسلام، روشن كردن آتش توسط سپاهيان اسلام در شب فتح مكه و ايجاد رعب در مكيان از اين طريق، نقش مهمي در شكستن مقاومت آنها داشت و حيله قرآن بر سر نيزه كردن عمروعاص و شكست دادن سپاه در حال پيروزي حضرت علي(ع) با اين وسيله، نمونه‌هاي برجسته‌اي (البته با ارزشهاي متفاوت) از جنگهاي رواني است كه به اقتضاي فرصت و براساس ذوق و نبوغ طراحان آن به اجرا درآمده اند.

* از سابقه پيدايش جنگ رواني در قرن اخير جنگهاي اول و دوم، و حداكثر (البته به نوعي) به انقلاب 1917 روسيه و انقلاب فرانسه مي‌رسد. براي اين كار، ضمن برشمردن ويژگيهاي جنگ رواني جديد و نشان دادن تفاوتهاي آن با جنگ‌رواني سنتي، زمينه‌هاي پيدايش و توسعه چنين پديده‌اي را در بستر تاريخي آن را مي‌توان بررسي كرد.

هنگامي كه در سال 1939، محققان و دانشمندان علوم انساني آلماني به منظور توجيه شكست كشور خود در جنگ جهاني اول، اعلام كردند كه از جمله مهمترين علل شكست، غفلت آلمان از سلاح تبليغات و استفاده مؤثر رقيبان از آن سلاح بوده است، در واقع خبر از ورود و حضور گستردة ابزار تأثيرگذاري رواني در صحنه سياست و نظاميگري مي‌دادند. وقوع تحولاتي مانند تشكيل وزارت تبليغات در آلمان و سازمانهاي جنگ رواني و تبليغات جنگي در ديگر كشورها، تصديق عملي اين ادعا بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم دی 1389ساعت 1:51 قبل از ظهر  توسط مجاهد مجازی هوشمند   |